بی بی سی بررسی کرد: علت تمایل آمریکا به برقراری رابطه با ایران
به گزارش سرویس سیاسی جام، در بخش هایی از این مقاله آمده است:
دولت اوباما برای برقراری رابطه با ایران مشتاق است و این اشتیاق را نیز پنهان نمیکند. ایالات متحده توانست با کمک ایران و روسیه تا حدودی از مخمصه سوریه خارج شود. آمریکا حال با برقراری رابطه با ایران، به دنبال کاهش هزینههای گزاف نظامی-امنیتی خود در خاورمیانه است.
عبارت "دولتهای ناکارآمد (Failed states)" اولین بار توسط جرالد هلمن و استیون راتنر در سال ۱۹۹۲ وارد دنیای روابط بین الملل شد و تنها چند سال لازم بود که این مفهوم در سال ۱۹۹۸ به یکی از محورهای اصلی استراتژی امنیت ملی ایالات متحده تبدیل شود.
البته سابقه استفاده از این عبارت در فضای آکادمیک به سالهای بعد از جنگ جهانی دوم باز میگردد.
دولتهای ناکارآمد به دولتهایی گفته میشود که در کل توانایی حفاظت از مرزهای کشور و تامین امنیت و نیازهای شهروندان خود را ندارند و نمیتوانند به عنوان عضوی از جامعه بینالمللی به حیات خود ادامه دهند.
بر طبق نظریه دولتهای ناکارآمد در ایالات متحده، تهدید دولتهای ناکارآمد برای امنیت ملی ایالات متحده بسیار بیشتر از دولتهای قدرتمند است. با وارد شدن این نظریه به استراتژی امنیت ملی ایالات متحده، مخالفان و موافقان بسیاری به نقد آن پرداختند.
وقایع ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱، استراتژی امنیت ملی آمریکا را کاملا در جهت استدلال موافقان این نظریه سوق داد. زمانی که القاعده پایگاه عملیاتی خود را در سال ۱۹۹۶ از سودان به افغانستان تحت کنترل طالبان منتقل کرد و بعدها توانست به برجهای تجارت جهانی حمله نماید، برای بسیاری در ایالات متحده مسلم شد که باید دولتهای ناکارآمد را از نقشه زمین حذف کرد. همین نظریه بود که دخالت نظامی ایالات متحده در عراق و افغانستان را برای سیاستمداران آمریکا توجیه میکرد.
ایرانیها درست میگویند که ایالات متحده در باتلاق خاورمیانه گرفتار آمده است و روز به روز بیشتر در آن فرو میرود. آغاز جنگهای عراق و افغانستان، سرآغاز فرو رفتن ایالات متحده در باتلاق بود. این جنگها طبق برنامهریزی ایالات متحده پیش نرفت. طولانی شدن جنگ افغانستان و عراق، هزینههای گزاف این جنگها و بی نتیجه ماندن آنها و همچنین تغییر نگاه جهانیان نسبت به ایالات متحده به دلیل فجایع انسانی ناشی از این جنگها که تا به امروز نیز ادامه دارد، توانست عرصه را برای شنیده شدن صدای مخالفان نظریه دولتهای ناکارآمد در آمریکا فراهم آورد. مخالفتهایی که به نظر میرسد رفته رفته بر سیاست خارجی ایالات متحده تاثیر گذاشته است.
آمریکا درست در روزگاری که به دنبال دست آویزی برای خارج شدن از باتلاق خاورمیانه میگشت، ناگهان دولت روحانی را پیش روی خود دید. دولتی که با دیدی مثبت به تعامل با آمریکا نگاه میکند. دولت اوباما خوب میداند که خارج شدن ایالات متحده از بحران خاورمیانه و برقراری ثبات در این منطقه، بدون کمک ایران تقریبا ناممکن است. آمریکاییها با بالا گرفتن جنگ در سوریه متوجه شدند که پیگیری سیاست کشور سازی در منطقه خاورمیانه، با از بین بردن دولتهای ناکارآمد و بازسازی آنها، نتیجهای به جز فرو رفتن هرچه بیشتر آمریکا در مرداب این منطقه نخواهد داشت.
با از بین بردن حکومت بشار اسد در سوریه و ادامه سیاستهای تحریمی علیه ایران و تضعیف روزافزون این کشور، احتمال ایجاد دولتهای ناکارآمد دیگری نظیر لبنان، یمن و پاکستان وجود دارد. به نظر میرسد که ایالات متحده نمیتواند با حمله نظامی به کشورهای منطقه خاورمیانه به از بین رفتن دولتهای ناکارآمد و دفع خطر تروریسم امیدوار باشد. در این میان، تنها کشوری که میتواند زنجیره تبدیل دولتها به دولتهای ناکارآمد را در خاورمیانه قطع نماید ایران است. با قدرت گرفتن ایران، خطر فروپاشی سوریه و همچنین ناکارآمد شدن دولتهای لبنان، پاکستان و یمن و تبدیل آنها به پناهگاهی برای گروههای تروریستی کاهش مییابد. آمریکا میداند که ایران میتواند خاورمیانه را به سوی ثبات پیش ببرد.
مسئله هستهای ایران، برخلاف آنچه گفته میشود، هدف اصلی مذاکرات بین آمریکا و ایران نخواهد بود. دولت اوباما خوب میداند که ایران به دنبال سلاح هستهای نیست. با توجه به واقعیتهای سیاسی منطقه و جهان، سلاح هستهای هیچ نفعی برای ایران نخواهد داشت. ایران نمیتواند با داشتن سلاح هستهای امنیت و پایداری خود را تضمین نماید، بلکه برعکس ایران هستهای، جایگاه این کشور را هم در منطقه و هم در جهان متزلزل خواهد نمود. اما چرا آمریکا مسئله هستهای ایران را دارای اهمیت فراوان میداند و همواره بر آن تاکید میکند؟
هدف ایالات متحده خارج شدن از مخمصه خاورمیانه و هدف ایران بازگشت به ثبات اقتصادی و سیاسی و همچنین پیدا کردن جایگاه خود به عنوان یک قدرت منطقهای است. ایران برای رسیدن به این هدف باید ابتدا بار تحریمها و فشار دول غربی و منطقهای را از دوش خود بردارد و ایالات متحده نیز برای رسیدن به هدفش باید با ایران به تعامل بپردازد. به همین منظور، دولت روحانی از وضعیت بحرانی ایالات متحده در میان کشورهای ناکارآمد و یا در حال فروریختن در خاورمیانه استفاده میکند و ایالات متحده نیز برای نیل به هدفش مسئله هستهای ایران را در مذاکرات پیش میکشد. روحانی به خوبی به این نکته اشاره میکند که در مذاکرات آینده به دنبال بازی برد-برد است و به خوبی میداند که این امر امکان پذیر است زیرا هم پشتیبانی خوبی در داخل کشور دارد و هم کارت بازی قوی در مذاکرات آینده؛ دو امری که با انتخابات گذشته ریاست جمهوری در کشور و جنگ داخلی سوریه به وجود آمدهاند.
وجود ایرانی کم و بیش با ثبات (با ثباتتر از آنچه در حال حاضر و در زیر فشار تحریمها است) در خاورمیانه، که رابطه مناسبی با ایالات متحده دارد، برای آمریکا بسیار پر منفعتتر از ایرانی ضعیف و مخالف ایالات متحده است. ثبات بیشتر ایران در منطقه میتواند از ناکارآمد شدن دولتهای دیگر خاورمیانه جلوگیری کند و همچنین آمریکا را در نبرد با گروههای تروریستی خاورمیانه یاری دهد. به نوعی میتوان گفت که برقراری رابطه با ایران، یک پیروزی برای دولت اوباما به حساب میآید.
اللهم عجل لولیک الفرج